چرخه رنگ و رنگ های حسی

یکی از ابزارهای مهم گرافیکی برای ایجاد ترکیب رنگ، چرخه رنگی است که ساختاری دایره شکل دارد و شامل رنگ های پایه (اصلی)، ثانویه و گروه سوم است.

(قرمز، زرد و آبی رنگ های اصلی هستند که از ترکیب دو رنگ از سه رنگ اصلی، رنگ های ثانویه و از ترکیب یک رنگ اصلی و رنگ ثانویه کناری آن، رنگ های گروه سوم بدست می آیند.

برای مثال: قرمز رنگ اصلی، نارنجی رنگ ثانویه و قرمز نارنجی، رنگ گروه سوم است.) این چرخ دمای رنگ را به شکلی عینی به تصویر می کشد. مثلا، گرما در مقابل سرما، درست مانند اعضای روحی و روانی بدن ما که پیام یک رنگ خاص را انتقال می دهند. براساس ارتباطات کهن و بین المللی، رنگ ها غالبا به صورت سرد و گرم قابل ادراک هستند. قرمز، نارنجی و زرد با گرما و آتش و خورشید سروکار دارند. در حالی که آبی، سبز و بنفش از دیدگاه آدمی با آرامش دریا، آسمان، شاخ و برگ گیاهان و فضای بیرونی مرتبط هستند.

چرخه رنگ

با تغییر یک رنگ زمینه یا ته مایه می توان دمای رنگ را تا حدودی تغییر داد. قرمزهای خانواده زرد از قرمزهای خانواده آبی گرمتر هستند. هرچه ارغوانی قرمزتر می شود، گرمای بیشتری به خود می گیرد. آبی خانواده سبز نشان خنکی آب است و مایع بودن را تداعی می کند. مثل رنگ های آبکی. ولی سبز با زمینه ی زرد، حس گرمتری را نشان می دهد. ترکیب رنگ های گرم پیام های انرژیک تر، فعال تر و پرخاش جویانه تری را بیان می کنند. در صورتی که رنگ های سرد، لطیف تر، آرام تر و ساکن تر هستند. البته اگر رنگ های سرد روبه روشنی بروند از خاصیت آنها کاسته می شود. هرچه رنگ های سردی، شادابتر بشوند بیشتر خاصیت خود را هویدا می کنند.

 

رنگ های حسی

رنگ هایی که ما میبینیم، بسیار تحت تاثیر احساسات ما هستند. از ابتدای دوران کودکی و از زمانی که ما اولین ادراکات رنگی خود را پیدا می کنیم، شروع به قانونمند ساختن احساساتی می کنیم که از این رنگ ها به ما می رسد و در دوران بزرگسالی نیز بسیار به کار می آید.

کودکان از سن دو ماهگی ترجیح می دهند با اشیا رنگی سر و کار داشته باشند تا اشیا غیررنگی. وقتی بچه ها کمی بزرگتر می شوند ذهنی رنگ گرا پیدا می کنند و بیشتر جذب رنگ می شوند تا فرم. وقتی به سن بلوغ می رسند ذهن آنها عموما فرم گرا می شود اما بیشتر انسانهای خلاق در طول زندگیشان رنگ گرا باقی می مانند.

درست است که بچه ها بیشتر جذب سیاه و سفید می شوند ولی در واقع آنها سیاه و سفید را ترجیح نمی دهند. فقط توجهشان را جلب می کند. چون آن ها قبل از آنکه رنگ ببینند، تضاد بسیار زیادی مشاهده می کنند. از آنجایی که مغز یک کودک هنگام تولد کامل نیست، رنگ به عنوان یک محرک، نقش مهمی در شکوفایی ذهن کودک ایفا می کند.

مطالعات مربوط به حرکات چشم که منبع توجه کودکان را ضبط می کند نشان می دهد که صرفه نظر از جنسیت کودک، آبی و قرمز پرتوجه ترین رنگ ها در هنگام کودکی هستند.

رنگ قرمز کمک ویژه ای به ارتباطات داخلی اعصاب مغز می کند که این نکته بیانگر این است که چرا بچه ها به رنگ توجه دارند. وقتی بچه ها بزرگتر می شوند عادات، الگوی یادگیری و انجام آنچه بزرگترها می گویند، رنگ درست را در ذهن آن ها تشکیل می دهد.

 

رنگ ها و فرهنگ

خاطرات کودکی ما با رنگ هایی که در ذهن ما برای همیشه نقش بسته و حک شده اند، ارتباط تنگاتنگی دارد. شاید حتی ندانیم که ما، رنگ های مرتبط با خاطراتی خاص را به یاد می آوریم ولی ضبط صوت مغزی ما هرگز خاموش نمی شود و حتی در بزرگسالی هم ما نسبت به رنگ ها به صورت منفی یا مثبت واکنش نشان می دهیم.

پیش زمینه های فرهنگی و سنت ها، روی آموخته های کنشی و واکنشی ما به رنگ نیز به همان اندازه تاثیرگذار است. مثلا عرفان هندی اعتقاد دارد سبز، رنگی است که هارمونی به ارمغان می آورد. اگر شما با این عقید که رنگ سبز بیانگر هارمونی است، بزرگ شده اید، این خانواده ی رنگ می تواند واکنش های مثبت شما را، در هر شکل و در هر مکانی که استفاده شوند، بر انگیزد.

هر فرهنگی، میراث منحصر به فرد خود را در زمینه نماد شناسی رنگ (سمبولیسم رنگ) دارد و هرکدام از شما، محصول محیط اطراف خود هستید. وقتی شما با گروه فرهنگی خاصی سر و کار دارید، ملزم به مطالعه و بررسی پیشینه ذهنی آن مردم، از رنگ ها در فرهنگ مربوط به خودشان، هستید. با کوچ مردم از مکانی به مکان دیگر، آن ها فرهنگ خاص رنگی خودشان را نیز با خود حمل می کنند. ولی برخی افراد بسیار سعی می کنند تا با تقلید رنگ های محیط اطراف، خود را با محیط سازگار نمایند. بنابراین بهتر است این ذهنیت را نداشته باشیم که تمام مردم یک فرهنگ بخصوص، همان واکنش را نسبت به رنگ خواهند داشت.

 

منبع: روانشناسی کاریردی رنگ ها (پنتون) / لئاتریس آیزمن/ ترجمه روح الله زمزمه

 

برچسب گذاری توسط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Cart
Your cart is currently empty.